نمی
دانم چشمان نورانی ات رادر کدامین فصل غم انگیز وبی ترانه دلم نشاندم که اینچنین،دل بی تابم رابی قرار تو ساخت
خبر ندرام قطره قطره اشکم رادر کدامین گلدان تنهایی ریختم
که گل مهر تو رویید وشعر های غمگینم برای رسیدن تو به پروازدر آمد ،راستی من بر
سنگفرش کدامین دل نورانی به دنبال رد پاه تو گشته ام ،من از قصه پر غم روز های
خاکستری دلم ،از روز های دلگیری که بی رخ ماه تو گذشته ،نوشته ام وآنقدر در این چین
خوردگی سکوت به دنبال آوایی از تودردل
آسمان گشته ام تا سهمم شفقی سوخته از آه آرزومندانت شد وحسرتی بی نهایت که سربه
آسمان کشید ...
+
نوشته شده در ساعت 15:18 توسط لنا
|
