آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوقه من آمده باشد رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت ، صدای خشخش بر گها همان صدایی بودکه گمان می کردم می گوید : دوستم دارد...
+
نوشته شده در ساعت 1:8 توسط لنا
|

+
نوشته شده در ساعت 1:1 توسط لنا
|

+
نوشته شده در ساعت 0:57 توسط لنا
|

+
نوشته شده در ساعت 0:51 توسط لنا
|

+
نوشته شده در ساعت 9:34 توسط لنا
|

+
نوشته شده در ساعت 8:55 توسط لنا
|

به تنهایی قسم دلتنگ دلتگم
میان آسمان دل گرفته با دل تنگم
فقط یک پنجره راه است
غروب و جمعه و پاییز
عجب ترکیب دلتنگی
ولی من خسته ام از حس تنهایی...
+
نوشته شده در ساعت 8:54 توسط لنا
|

+
نوشته شده در ساعت 7:56 توسط لنا
|

باران باش ، هیچکس به باران عادت نمیکند، هر وقت بیاید خیس می شوی!
+
نوشته شده در ساعت 9:16 توسط لنا
|

+
نوشته شده در ساعت 9:10 توسط لنا
|

+
نوشته شده در ساعت 9:6 توسط لنا
|
